هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
36
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
در بخش « الامارة » صحيح مسلم آمده كه جابر بن سمرة مىگويد : با پدرم در حضور پيامبر شنيدم كه فرمود : اين امر به فرجام نرسد مگر آنكه دوازده تن خليفه در پى هم آيند كه جملگى از قريشاند . و در روايت ديگرى كه آن را نيز مسلم در صحيح خود نقل كرده پيامبر مىفرمايد : اين دين همچنان پابرجا خواهد ماند تا روز واپسين فرا رسد ( و تا آن زمان ) دوازده خليفه در پى هم مىآيند كه همگى قريشى هستند . حديث را به همين شكل ترمذى در صحيح خود ، ابن حجر در « صواعق » و الحاكم در مستدرك نقل كرده و افزودهاند كه پيامبر فرمود به تعداد پيشوايان بنى اسرائيل ؛ همچنانكه الهيثمى در « مجمع الزوائد » و المتقى در كنز العمال نيز روايت كردهاند ؛ در كنز العمال آمده است كه ابن عدى و ابن عساكر اين روايت را به ابن مسعود نسبت دادهاند كه او از پيامبر شنيده است ؛ المناوى در « فيض القدير » و ديگر محدثين و مؤلفين نيز روايت كردهاند « 1 » . در روايت ابى نعيم كه در صفحه 86 از جلد اول « حلية الاولياء » نقل گرديده و به عبد اللّه بن عباس نسبت داده شده آمده است كه رسول خدا فرمود : هر آن كس كه خوش دارد زندگى و مرگ مرا داشته باشد و در بهشت برين جاى گيرد پس از من على ( ع ) را دوست داشته باشد و به امامان بعد از من اقتدا كند آنها خاندان من هستند كه از سرشتم آفريده شده و دانش و خرد فراوان دارند و واى بر آن گروه از امت من كه فضلشان را انكار مىكنند و پيوندم را با ايشان مىگسلند ، آنها هرگز از شفاعت من نزد خداى بهرهمند نخواهند گشت . آنچه كه نمىشود ناديدهاش گرفت و حاشا كرد اين است كه اين روايتها با وجود تفاوتهايى كه در بيان دارند جملگى بر آنند كه تعداد شايستهء امامت يا خلافت يا امارت ، از دوازده يعنى تعداد پيشوايان بنى اسرائيل كه خداوند بنا به آيهء ذيل براى راهنمايى قوم و نجاتشان از گمراهى ، مبعوث گردانيد ، تجاوز نمىكند : « وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً » ( مائده - 12 ) ( و همانا خدا از بنى اسرائيل عهد گرفت و دوازده بزرگ از ميان آنها برانگيختيم ( كه پيشواى هر سبطى باشند ) .
--> ( 1 ) نگاه كنيد به « فضايل الخمسة » ج 2 صفحه 23 و 24 .